دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

فهرست صفحات

گلو درد و خشونت صدا در طول ساعات یا روزهای نخست پس از بیهوشی در میان حدود 40 درصد بیماران بروز می‎کند

اغلب عوارض جانبی بیهوشی عمومی در مردمی که از جهات دیگر سالم هستند خفیفند و آنها را به سادگی می‎توان با اتکاء به تیم مراقبت بیهوشی مدیریت کرد. برخی از شایع‎ترین انواع این عوارض جانبی در اینجا مورد بحث قرار خواهد گرفت. تهوع و استفراغ پس از عمل جراحی (PONV) یکی از شایع‎ترین عوارض جانبی است که در طول 24 ساعت اول پس از انجام عمل جراحی در بیمار ایجاد می‎شود. این عارضه مبتلابه 20 تا 30 درصد بیماران است. به هر حال، نیمی از بیماران در محیط بیمارستان دچار PONV نمی‎شوند، و تهوع یا استفراغ پس از عمل تجربۀ ناخوشایندی است که در چند روز اول پس از ترخیص از بیمارستان به سراغ آنها می‎آید.

حتی مردم جوان و سالم نیز در طول هر روز استراحت کامل در بستر حدود 1% عضلات خود را از دست می‎دهند. در مورد مردم سالمند این اتلاف عضله در هر روز به 5% درصد می‎رسد

حتی اگر به درستی برنامه‎ریزی شده و برای مقاصد خوب و ضروری نیز انجام شود یک واقعیت بنیادی در مورد جراحی این است که جراح در کوران عمل پوست بدن بیمار را می‎شکافد و درون بدن دست می‎برد. بدن نسبت به این کُنش واکنش نشان می‎دهد، درست مثل هنگامی که فرد به صورت تصادفی جایی در بدنش را بریده یا به جایی کوبیده باشد. اغلب اوقات پزشک می‏‌تواند دورنمایی از آنچه بعد از عمل در انتظار بیمار است برای وی ترسیم کند. برخی از اوقات عوارضی نیز مطرحند - مواردی که بخش نرمالی از فرآیند التیام محسوب نمی‎شوند. اگرچه بیشتر این موارد به طور معمول جدی نیستند، برخی از آنها مثل لخته شدن خون می‎تواند خطرناک باشد. و نیز این عوارض باعث کُند شدن ریکاوری بیمار می‎شوند. مردم باید به آنچه برای بدن آنان اتفاق می‎افتد و احساسی که در روزها و هفته‎های پس از عمل دارند توجه کنند. در صورتی که هر گونه نگرانی مطرح بوده یا چیزی در بدن "خاموش" به نظر برسد باید به پزشک مراجعه کرد.

ادامۀ بی‎وقفۀ صحبت با مردم رو به مرگ تا زمان قطعی شدن مرگ آنان ایدۀ خوبی است. مردم رو به مرگ تا به انتهای زندگی صداهای دور و بر خود را می‎شنوند.

اگر فرد یا عزیزی کهنسال بوده یا دچار نوعی بیماری لاعلاج باشد، دانستن اینکه مرگ وی نزدیک است اغلب اوقات مقابله و مدارا با وضعیت را دشوار می‎کند. دانستن اینکه چه چیز در پیش است شاید کمی وضعیت را آسان‎تر کند. اگر فرد یا عزیزی کهنسال بوده یا دچار نوعی بیماری لاعلاج باشد، دانستن اینکه مرگ وی نزدیک است اغلب اوقات مقابله و مدارا با وضعیت را دشوار می‎کند. این موضوع مهم است که افراد نزدیک به فرد در حال مرگ نشانه‎های نزدیک بودن مرگ را بشناسند. این نشانه‎ها در زیر تشریح شده‎اند. وقتی فردی به مرگ نزدیک می‌شود فعالیت وی کمتر می‎گردد. این بدان معنی است که میزان انرژی مورد نیاز او نسبت به گذشته کمتر خواهد بود. مردم رو به مرگ کمتر می‌خورند و می‎نوشند زیرا اشتهای آنها به تدریج کاهش پیدا می‎کند.

یک استدلال علیه اتانازی یا خودکشی به کمک پزشک همانا استناد به سوگندنامۀ بقراط است، که تاریخ ادای آن به 2500 سال پیش برمی‎گردد. تمامی پزشکان این سوگندنامه را ادا می‎کنند.

اتانازی و خودکشی به یاری پزشک به اقدام عمدی با هدف پایان دادن زندگی برای کاهش درد و رنج مدام اشاره دارد. در اغلب کشورها اُتانازی کاری خلاف قانون محسوب می‎شود و ممکن است اقدام به آن با مجازات زندان همراه شود. در سطح ایالات متحد آمریکا در ایالات مختلف قوانین متفاوتی در این مورد وجود دارد. اتانازی زمانی طولانی به عنوان یکی از مباحث مناقشه‎انگیز و احساسی مطرح بوده است. اتانازی و خودکشی به یاری دیگری تعریف یکسانی ندارند. در اتانازی دکتر بر اساس قانون مجاز است تا به روشی فاقد درد به زندگی فرد پایان دهد، مشروط بر اینکه خود بیمار و خانوادۀ وی با این کار موافق باشند.

گاهی از اوقات امکان بروز نوعی بازگشت به عقب پس از عمل جراحی وجود دارد. اگر شما به موقع متوجه علایم مرتبط بشوید خواهید توانست تا از برخی مشکلات جدی پیشگیری کنید.

شما اگر وقت اندکی برای برنامه‎ریزی در مورد آینده کنار بگذارید، می‎توانید پس از انجام عمل جراحی روند بهبود در محیط خانه را به روندی بسیار راحت‎تر تبدیل نمایید. در این مورد از پزشک خود سؤال کنید که در وهلۀ اول چه کارهایی هست که در فرآیند التیام پس از جراحی قادر یا مجاز به انجام آنها نیستید و از دوستان و اعضاء خانواده برای آماده کردن محیط زندگی خویش کمک بگیرید.

پزشکی امتیازی است که مسؤولیت‌هایی خطیر از پی دارد. تمامی پزشکان موظفند ارزش‌های بنیانی حرفه‌ای را مراعات کنند. اساس این ارزش‌ها عبارتند از وظیفۀ کمک به انسان‌ها و خودداری از آسیب و آزار رسانیدن به آنان.

من به آپولو، اسمولائوس، هیژیاس، پاناسه‌آؤر و به تمامی خدایان و الهگان سوگند یاد می‌کنم و ایشان را شاهد می‌گیرم که بر اساس توانایی خویش و مفاد این سوگندنامه و سند، به انجام وظیفه خواهم پرداخت. استاد خویش را در این فن همانند پدر و مادر خواهم دانست و بیمار را در زندگی همباز خود قرار خواهم داد. اگر وس به پول نیازش افتد آن را در اختیار او خواهم نهاد و خانوادۀ او را همانند برادران و خواهران خویش در نظر خواهم گرفت و این فن را اگر مایل بدان باشند، بی‎چشم‌داشت پاداش به آنان خواهم آموخت. فنون پزشکی را چه به صورت گفتاری چه به صور دیگر به پسران خویش، پسران استاد خویش و به دانش‌جویانی که سوگند پزشکی یاد کرده‌اند، و نه به دیگران، خواهم آموخت.