دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

فهرست صفحات

افسردگی معنوی: نشانه‌ها و علل

, مشکلات خواب, شک مذهبی, مفهوم رنج, خودبازبینی افراطی, باورهای دینی, انگیزش

افراد دچار افسردگی معنوی اغلب از احساس عدم اتصال یا بریدگی از خدا حرف می‌زنند

مقالات سلامت روانی

در این مقاله:
◄ نشانه‌های افسردگی معنوی
◄ از کجا می‌آید
◄ غلبه بر آن
◄ یافتن حمایت
◄ خلاصه



افسردگی معنوی عموماً به فقدان شادابی و نشاط روحی اشاره دارد. در قاموس لغات مسیحیت، تجربه افسردگی معنوی شامل موارد زیر است:
◄ گسست ارتباط با ایمان خویش
◄ "از یاد بردن" خدا، یا تقلا برای یافتن زمانی برای مطالعه معنوی
◄ تمرکز بیشتر بر اشتباهات گذشته تا تغییراتی که ممکن است برای بهبود آینده انجام داد
◄ احساس کلی عدم خوشبختی یا مالیخولیا
به نظر می‌رسد وزیر پروتستان دی. مارتین لوید-جونز / D. Martyn Lloyd-Jones اصطلاح مزبور را در "افسردگی معنوی: علل و علاج آن"، یک سری خطبه‌ها در کاوش این مبحث، معرفی کرده است.
به هر حال خود وی می‌‌نویسد که تاریخ افسردگی معنوی به انجیل برمی‌گردد. برای مثال در زبور 42، سازنده بی‌نام مزمور می‌پرسد، "چرا به زمین خورده‌ای، ای روح من؟ و چرا از من خشنود نیستی؟ به خدا امیدوار باش: زیرا من هنوز او را به خاطر مدد چهره‌اش ستایش می‌کنم."
اگر شما دچار افسردگی معنوی باشید رهبر مذهبی شما ممکن است مداوای مشابهی را تشویق کند: دعا کردن یا جستجوی مسیح. با وجود این بسیاری از علایم همراه افسردگی معنوی نیز می‌تواند نشانگر یک اختلال افسردگی باشد، که بدون حمایت یک متخصص سلامت روانی بهبود نخواهد یافت.
راهنمای زیر جستجویی عمیق در تفاوت بین دو مورد را در کنار راهنمایی برای رفع و رجوع علایم پایدارتر ارائه می‌دهد.


به خاطر بسپارید
در حالی که این مقاله بر افسردگی معنوی در متن فرهنگ مسیحی تمرکز دارد افراد ممکن است فارغ از نوع مذهب و مناسک معنوی خود دچار هر دو نوع افسردگی معنوی و اختلالات افسردگی شوند.

نشانه‌های افسردگی معنوی
در حالی که هیچ فهرست مورد توافقی در باره افسردگی معنوی وجود ندارد افراد دچار افسردگی معنوی اغلب از احساس عدم اتصال یا بریدگی از خدا حرف می‌زنند.
شما ممکن است در مورد ایمان خود دچار مقدای گیجی یا یأش شده، احساس کنید که از صحبت با خدا ناتوانید یا به این باور برسید که دیگر خدا راز و نیاز شما را نمی‌شود.
دیگر نشانه‌های کلیدی عبارتند از:
◄ تقلا برای جستن شادی در عبادت
◄ جدا شدن از کلیسا یا اجتماع مذهبی خود
◄ اجتناب از دیگر اعضاء کلیسا و...
◄ از دست دادن علاقه به فعالیت معمول کلیسایی یا ادای آنها صرفاً از روی انجام وظیفه
◄ احساس اینکه مطالعه انجیل یا پیگیری دیگر مذاهب معنی خود را از دست داده است
◄ ناتوانی در یافتن آرامش بر اثر نماز و دعا
◄ تفکرات منفی یا بدبینانه در مورد خدا یا دین
◄ سؤال یا شک پیدا کردن در مورد ایمان خود
◄ حس ناامیدی معنوی یا دلسردی
این احساسات در عین حال ممکن است باعث ایجاد تنش در روابط شخصی فرد گردد. احساس ناتوانی از مطرح ساختن چالش‌های خود با شریک زندگی خویش، یا احساس اینکه وی از آنچه شما سعی در به اشتراک گذاشتن آن دارید چیزی نخواهد فهمید، می‌تواند بر یأس و پریشان‌حالی شما بیفزاید.

علایم افسردگی
در حالی که افسردگی دارای علایم مشابهی است این علایم ضرورتاً فقط به ایمان یا معنویت مرتبط نیستند. در عوض، آنها اکثریت بخش‌های زندگی را بازتاب می‌دهند.
شناسایی علایم افسردگی می‌تواند در زمانی که نگرانی‌های دیگری بر شخص فشار می‌آورند بغرنج باشد. بر این مبنا افسردگی چیزی فراتر از احساس افت خلقی گهگاهی است.
در افسردگی فرد مبتلاء احتمالاً چند مورد از موارد زیر را تجربه می‌کند:
◄ اندوه یا ناامیدی در بیشتر روزها
◄ احساس گناه یا بی‌ارزش بودن؛ که می‌تواند خود را به شکل خودگویی منفی نشان دهد
◄ فقدان انرژی یا انگیزش
◄ کاهش علاقه به فعالیت‌های روزمره
◄ کاهش علاقه در صرف وقت با دوستان و عزیزان
خشم یا تحریک‌پذیری به شکل نامعمول
◄ مشکل در مدیریت کردن عواطف
اینسومنیا (اینزومنیا)، خستگی مفرط، یا دیگر مشکلات خواب
◄ علایم جسمانی، شامل رنجوری و درد و مشکلات معده
◄ فکر مداوم در مورد مرگ، مردن یا خودکشی
چالش با شرایط یا تجربیات زندگی اغلب می‌تواند محرک احساس افسردگی باشد. دیسترس که به عنوان چیزی بیش از افسردگی معنوی آغاز می‌شود می‌تواند در نهایت به مشکلی پایدار و جدی‌تر تحول یابد.
به علاوه کاملاً امکان دچار شدن به افسردگی معنوی و افسردگی بالینی به صورت همزمان وجود دارد. از دست دادن تماس با ارتباط معنوی که معمولاً باعث آرامش و تقویت شخص می‌شود می‌تواند وی را دچار احساس ناامیدی یا گناه و از دست دادن اشتیاق در مورد زندگی روزمره سازد.


از کجا می‌آید
رهبران مذهبی و معنوی عموماً بر این موضوع توافق دارند که دوره‌های شک، بی‌قراری و افسردگی معنوی بسیار عمومیت دارند.
آنان چند علت محتمل را در این مورد مطرح می‌کنند:

چالش‌های زندگی
رو در رو شدن با آزمون‌ها و استرس‌زاهای مشکلات زندگی روزمره می‌توانند عامل تقویت افسردگی معنوی باشند. این مشکلات موارد زیر را شامل می‌شوند:
◄ از دست دادن کار و شغل
◄ مشکلات مالی
◄ نگرانی‌های خانوادگی و ارتباطی
◄ مشکلات جدی یا مزمن سلامت جسمانی یا روانی
◄ نگرانی در مورد آینده
هر یک از این چالش‌ها می‌توانند عامل تقویت افسردگی باشند اما افسردگی ممکن است بدون محرک یا علتی خاص نیز بروز کند.

تثبیت شدن روی گناهان گذشته
هر کسی هر از گاه مرتکب خطا یا اشتباه می‌شود. این جزئی از زندگی انسانی است.
اما برخی از اشتباهات حتی در صورت تلاش برای حرکت به سوی آینده ممکن است زمان طولانی‌تری در خاطره ما باقی بمانند.
کوشش برای گذر از یک خطای مربوط به گذشته یا حال می‌تواند باعث ایجاد احساس تغییر ناپذیری از گناه و دیگر آشفتگی‌های معنوی شود - حتی پس از اینکه شخص در جستجوی بخشش برمی‌آید.
گرایش به جمود بر روی اشتباهات گذشته و دریغ بابت آنها همچنین خود را به صورت افسردگی اساسی بروز می‌دهد، بنابراین این موضوع مهم است که شخص در هنگام مشکل داشتن با چنین پریشان‌حالی دست به کار گردد.

غفلت در مورد معنویت خود
افسردگی معنوی همچنین ممکن است زمانی ایجاد گردد که شما وقت کمتری برای پرداختن به خدا و فعالیت‌های مذهبی معمول خود مثل دعا و عبادت دارید. برخی آموزه‌های دینی می‌گویند که این مورد زمانی بروز می‌کند که شخص بیش از حد درگیر مسائل این‌جهانی مثل کار، سرگرمی و عادات یا فعالیت‌های اجتماعی است.
صرف وقت برای هر یک از این فعالیت‌ها موضوعی کاملاً نرمال است. زندگی باید متوازن باشد و تقسیم وقت بین کار، استراحت، خانواده و دوستان و آرامش‌جویی‌های لذت‌بخش رویکرد کاملاً سالمی است.
بر این مبنا، اگر معنویت جنبه‌ای مهم از زندگی شما باشد و نگرانی‌های روزمره باعث شود تا وقت کمتری برای پرداختن به خدا داشته باشید، ممکن است خود را به نوعی دچار افت خلقی ببینید.

شک مذهبی
وقتی شما پیرامون خود را پر از درد و رنج می‌بینید، چه در زندگی بلاواسطه خویش و چه در بخش‌های دیگر جهان، ممکن است با این پرسش مواجه شوید که چرا خدا انسان‌ها را در معرض اندوه، شوربختی و پریشان‌حالی قرار می‌دهد.
تجربه یک فقدان شخصی یا سختی نیز شخص را با احساس خشم، گیجی و شک مواجه می‌کند.
این عدم یقین، فارغ از علت آن، می‌تواند شخص را از خدا دور کرده حتی رها کند. شخص ممکن است دچار نگرانی در مورد باورهای هستی‌شناسانه شامل موارد زیر گردد:
◄ مفهوم رنج
◄ مقصود از زندگی
◄ وجود قدرتی فراتر
و وقتی کسی با چنین افکاری کلنجار می‌رود ممکن است به نوعی دمدمی ‌مزاجی در مورد معنویت دچار گردد و به سادگی خود را در حال انجام مناسک دعا یا مناجات بیابد.
افکار هستی‌شناسانه همچنین ممکن است عامل افسردگی باشند و شخص را در کوران تحرکات روزمره با فقدان علاقه واقعی رودررو کنند.

خودبازبینی افراطی
رودررویی با مسائل و مشکلات ممکن است شخص را به این ملاحظه سوق دهد که چگونه کنش‌های وی باعث تقویت نگرانی‌های مورد بحث می‌شوند. وی ممکن است در مرحله بعد شروع به کاوش در راه‌هایی کند که آن نگرانی‌ها را مخاطب می‌گیرند.
حدی از خودآزمایی می‌تواند بینشی در مورد گزینه‌هایی ایجاد کند که برای آینده مفیدند. و البته برداشتن قدم‌هایی برای یافتن راه‌حل‌ برای مشکلات هرگز گام بدی محسوب نمی‌شود.
با وجود این، صرف وقت زیاد برای نشخوار آنچه شخص اوج و فرودهای خود تلقی می‌کند، یا غوطه‌وری بی‌پایان در ترس‌های عمیقی که شخص به آسانی قادر به رفع آنها نیست ممکن است صرفاً به افزایش پریشان‌حالی منجر گردد.
تحقیق نشخوار، یا تکرار افکار منفی، ناامیدی یا فکرهای منفی را با افسردگی مرتبط می‌داند. این وضعیت در مرحله بعد به تمرکز بیش ار حد بر روی هراس‌ها یا نگرانی‌های معنوی منجر می‌شود به ویژه اگر شخص به پاسخ‌های روشن نرسد، و می‌تواند باعث تشدید افسردگی معنوی گردد.


غلبه بر آن
کار بر روی شناسایی علل محتمل افسردگی معنوی در زندگی خود می‌تواند کمک کند تا شخص تغییراتی ایجاد نماید که باعث فروکش احساس پریشان‌حالی و عدم یقین می‌شوند.
با وجود این باید دانست که این کار همیشه آسان، یا حتی ممکن نیست که بفهمیم افسردگی معنوی از کجا نشأت می‌گیرد. این گونه احساس‌ها اغلب ریشه در عوامل مختلفی دارند. افسردگی اساسی نیز ممکن است بدون وجود علل یا محرک‌های خاص ایجاد (یا تشدید) شود.
به همین شکل شخص ممکن است با تمام قوا برای غلبه بر افسردگی معنوی کوشش کند حتی زمانی که از علت آن مطمئن نیست.
اگر شما مسیحی [مذهبی] باشید احتمالاً آموخته‌اید که در زمان‌های پریشان‌حالی به خدا ایمان داشته باشید. گاهی اوقات صرف وجود این ایمان راهی برای حل و رفع افسردگی معنوی پیش پای شخص قرار می‌دهد.
خودگویی مثبت راه حل دیگری است که عموماً پیشنهاد می‌شود.
با استفاده از یک یادآوری کننده شفاهی یا یک یادداشت روزانه، شما می‌توانید موارد زیر را امتحان کنید:
◄ یادآوری توانایی‌های مثبت خویش به خود
◄ تشویق خود برای ایمان به خدا
◄ بازتأیید این باور به خود که خدا به فکر شما هست
◄ فهرست کردن راه‌هایی برای کار بر روی ارزش‌ها و باورهای خود
◄ کاوش در آنچه از اشتباهات گذشته خود آموخته‌اید و اینکه چگونه آنها کمک کرده‌اند تا انسان بهتری باشید
احساس همراه بودن اشتباهات گذشته غیر معمول نیست، به ویژه اگر شما باعث درد و رنج کسی شده باشید.
آری، این موضوع اهمیت دارد که عذرخواهی کنید و برای اصلاح وضعیت بکوشید. اما در عین حال بخشیدن خود و اینکه آموختن از اشتباه می‌تواند نقشی مهم در اینجا داشته باشد اهمیت دارد.
به اشتراک گذاشتن احساس افسردگی خود با رهبر ایمانی خویش نیز می‌تواند راه خوبی برای گرفتن برخی راهنمایی‌هایی اضافی باشد.

یافتن حمایت
وقتی که کاوش معنوی باعث ادراک عمیقی‌تری نشود یا علایم را تسکین ندهد، ممکن است زمان مراجعه به یک درمانگر باشد.
ترس از انگ خوردن اغلب فرآیند جستجوی حمایت را بغرنج می‌کند. شخص ممکن است در مورد نحوه تلقی کلیسای خود در مورد افسردگی نگرانی‌هایی داشته باشد یا ممکن است نگران آن باشد که درمانگر ممکن است قادر به درک معنی مذهب برای وی نباشد.
با وجود این به خاطر داشته باشید که افسردگی تأثیری جدی بر سلامت عمومی شخص دارد و علایم آن بدون درمان تخصصی ادامه‌دار خواهند بود. به عبارت دیگر صرف عبادت و کاوش معنوی ممکن است به خودی خود باعث تخفیف پریشان‌حالی شخص نشوند.
درمانگر می‌تواند راهنمایی و حمایت در موارد فهرست شده در زیر ارائه دهد:
◄ شناسایی علل یا محرک‌های افسردگی
◄ کاوش در درمان‌های بالقوه و راهکارهای مقابله
◄ راهکارهای خودکمک‌دهی و خودمراقبتی
◄ پرده برداشتن از هر ارتباط محتمل بین باورهای معنوی و افسردگی
شما ممکن است کار با شخصی هم‌عقیده با خود، کسی را که کاملاً علایم سلامت روان و نگرانی‌های معنوی شما را می‌شناسد ترجیح دهید. این موضوع کاملاً قابل درک است.
بسیاری از متخصصات سلامت روانی نیز مسیحی [دارای باورهای دینی] و بسیاری از درمانگران در مشاوره بر مبنای ایمان تخصص دارند. حتی آنان که بر مبنای ایمان خاصی درمان نمی‌کنند می‎توانند به شکل کامل مشتاق کاوش در دلواپسی‌های مذهبی و معنوی در کنار افسردگی باشند.


خلاصه
مشاوره با یک متخصص مراقبت سلامت به طور معمول در زمان بروز هر گونه اثرگذاری علایم بر موارد زیر، شامل احساس افسردگی یا نگرانی در مورد معنویت شروع، می‌تواند بهترین گزینه باشد:
◄ مسؤولیت‌های روزمره
◄ انرژی و انگیزش
◄ ارتباطات شخصی
◄ سلامت جسمانی
ارتباط مجدد با ایمان خود و تقویت ارتباط با خدا می‌تواند به حل و رفع ناآرامی معنوی کمک کند.
به هر حال، افسردگی را نمی‌توان صرفاً بر مبنای عبادت علاج کرد. علایم افسردگی بدون درمان تخصصی، احتمالاً ادامه یافته یا حتی بدتر می‌شوند./



افسردگی معنوی: نشانه‌ها و علل
ژوسلین ژلینک، کریستال ریپال

ترجمه هامیک رادیان

Source:
Healthline
Understanding Spiritual Depression
Medically reviewed by Joslyn Jelinek, LCSW —
Written by Crystal Raypole
On May 24, 2021

مطالب پیشنهادی ما برای مطالعه

بستن در‌ به روی بیماران روانی از میزان خودکشی کم نمی‌کند

وابستگی به الکل در درازمدت به توانایی‌های شناختی آسیب می‌زند

نظرات (0)

تاکنون هیچ نظری درباره این مطلب ارائه نشده است.

نظر خود را اضافه کنید.

نظر شما پس از بازبینی منتشر می‌شود.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید.