دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

فهرست صفحات

وقتی کودکان خردسال دچار اختلال سلوک می‎شوند در اغلب اوقات نخستین علایم شامل گاز گرفتن و ضربه زدن به دیگران است.

مقالات روان‌پزشکی، روان‌شناسی و روانکاوی
تغییر اندازه و نوع قلم متن

• دانیل درزدن، دکتر تیموتی جی. لیگ
• ترجمه نادر اکبری

اختلال سلوک (یا اختلال مدارا) یک اختلال در سلامت روانی است که به کودکان و نوجوانان آسیب می‎زند. این اختلال توسط الگوهای رفتاری مشخص می‎شود که در آنها کودک هنجارها و قواعد اجتماعی متناسب با سن خود را زیر پا گذاشته و نقض می‎کند.
در کنار اختلال نافرمانی ستیزه‎جویانه (ODD)، اختلال سلوک اختلال رفتاری تخریب‌گرانه نیز تلقی می‎شود و یکی از شایع‎ترین اشکال اختلالات سلامت روانی تشخیص داده شده در میان افراد جوان است.
افراد جوان دچار این اختلال ممکن است نسبت به دیگران خشن و بی‎رحم باشند که این دیگران شامل حیوانات خانگی و دیگر جانوران نیز می‎شود. آنان ممکن است تخریبگر بود و به اشیاء و چیزها صدمه وارد کنند و آنها را بشکنند.
رفتار مرتبط به اختلال سلوک به طغیان‎های گهگاهی محدود نمی‎شود. این رفتار پایدار و تکرار شونده است و تکرار آن به قدری هست که باعث ایجاد مزاحمت در تحصیلات کودک، زندگی خانوادگی و حیات اجتماعی وی شود.

[مطالب این مقاله:]
• علایم
• درمان
• علل
• تشخیص
• اختلال سلوک در بزرگسالان

علایم
یکی از مشخصات کلیدی اختلال سلوک رفتار تهاجمی و ضد اجتماعی مکرر است که ورای هنجارهای رفتاری قرار می‎گیرد که برای کودک یا نوجوان در آن سن رایج محسوب شده و عمومیت دارد.
فرد دچار اختلال سلوک ممکن است در عین حال به تحریک نیازی برای غلبه بر دیگر مردم از طریق اعمال پرخاشگری یا ارعاب دچار باشد.
چنین فردی ممکن است چنین به نظر برسد که به پذیرش استانداردهای رفتاری و همچنین احساسات دیگران بی‎اعتنا است.
علایم احساسی و عاطفی اختلال سلوک شامل موارد زیر است:
• فقدان حس ندامت و پشیمانی: این ممکن است به صورت ناتوانی در احساس گناه در مورد کار خطا، ناتوانی در احساس بد بودن آسیب رساندن به دیگران، یا بی‎اعتنایی نسبت به مجازات برای تخطی از قوانین به نظر برسد.
• فقدان همدلی: این ممکن است به صورت بی‎اعتنایی به احساسات دیگران و خونسردی، بی‎عاطفگی یا انکار جلوه‎گر شود.
• بی‎اعتنایی به انتظارات: فرد ممکن است نسبت به عملکرد خود در محیط مدرسه یا دیگر فعالیت‎ها بی‏اعتنا باشد. مبتلایان به اختلال سلوک ممکن است نسبت به توقعات دیگران نسبت به خود حتی در مواقعی که تکالیف روشنی به آنها محول می‎شود، بی‏اعتنا باشند.
• فقدان بیان عواطف: فرد ممکن است هیچ احساسی از خود نشان ندهد. احساسات آنها ممکن است یا ظاهری به نظر برسند یا آنان بر مبنای میل خود احساسات خویش را عیان و پنهان کنند. وقتی آنها عواطفی نشان می‏دهند این امکان وجود دارد که پاسخ عاطفی خویش را برای دست انداختن دیگران مورد استفاده قرار دهند.
رفتارها یا اعمالی که ممکن است از سوی فرد دچار اختلال سلوک سر بزند شامل موارد زیر است:
• شکستن قواعد محیط خانه یا مدرسه
• قلدری
• وحشی‎گری یا تخریب
• درگیر شدن با دیگران
• دزدی
• شکستن و به زور وارد شدن
• دروغ‎گویی یا فریبکاری
• دست انداختن و به سخره گرفتن دیگران
• غیبت از مدرسه
• دور شدن از خانه
• سخت‎دلی نسبت به حیوانات
وقتی کودکان خردسال دچار اختلال سلوک می‎شوند در اغلب اوقات نخستین علایم شامل گاز گرفتن و ضربه زدن به دیگران است.
در دیگر کودکان و نوجوانان، علایم ممکن است شامل دروغ‌گویی، دزدی، جنگ و جدال (گاهی از اوقات با استفاده از سلاح)، صدمه زدن به داشته‌ها و تهدید جنسی باشد.
افراد دچار اختلال سلوک ممکن است در خوانش نشانگان اجتماعی مشکل داشته باشند، که این می‎تواند به پرخاشگری بیشتر منجر شود.
این احتمال در این افراد بیشتر است که رفتارهای دیگران را خصومت‎آمیزتر از آنچه هست ارزیابی کنند. وقتی آنها به این خصومت مورد باور خویش پاسخ می‎دهند این احتمال وجود دارد که نسبت به موقعیت موجود تنش و درگیری ایجاد کنند.
اختلال سلوک مکرراً با اختلالات دیگری شامل موارد زیر همراه است:
ADHD
• اختلال نافرمانی ستیزه‎جویانه (ODD)
اضطراب
افسردگی
اختلال دوقطبی
• سوءمصرف مواد مخدر

درمان
افراد جوان دچار اختلال سلوک ممکن است بیش از آنکه افراد دچار یک اختلال سلامت روان در نظر گرفته شوند، به عنوان بزهکاران نوجوان تلقی گردند. درمان اختلال سلوک به صورت منفرد و در نظر گرفتن آن به عنوان یک مشکل انضباطی به ندرت مؤثر است.
مداخلۀ زودرس کلید درمان مؤثر اختلال سلوک است. دکترها و مراقبان کودک باید در عین حال خاطرجمع باشند که تمامی جنبه‌های زندگی فرد که تحت تأثیر رفتارهای مشکل‎ساز قرار گرفته است، شامل خانه، مدرسه، موقعیت‎های اجتماعی و جامعه مورد خطاب و توجه قرار گرفته است.
خانواده درمانی، درمان چندسیستمی، و درمان شناختی رفتاری (CBT)، به عنوان درمان‎های مؤثر برای اختلال سلوک شناخته شده‎اند.
درمان چندسیستمی رویکردی جامع است به این معنی که کودک یا نوجوان در موقعیت‌های مختلف شامل خانه و محیط مدرسه مورد درمان قرار می‎گیرد.
تربیت والدین می‎تواند به اعضاء خانواده کمک کند تا ابزارهای مؤثری را برای مدارا با اختلال سلوک از طریق ایجاد محدودیت‎های روشن، تشویق عملکردهای مثبت، و تقبیح رفتارهای تخریبی، توسعه دهند.
تحقیقات، اثربخشی درازمدت تکنیک‎های تربیت والدین را مستند کرده‎اند.
از آنجا که اختلال سلوک اغلب همزمان با سایر اختلالات مثل ADHD، گسترش پیدا می‎کند درمان زمانی مؤثرتر خواهد بود که تمامی مشکلات مبتلابه فرد همزمان مورد درمان قرار گیرند.

علل
هیچ علت ویژه‎ای برای ایجاد اختلال سلوک وجود ندارد، اما محققان بر این تفکرند که اختلال سلوک هم تحت تأثیر ژنتیک و هم عوامل زیست‎محیطی قرار دارد.
کودکان در معرض ریسک بالاتری برای ابتلا به این اختلال قرار خواهند داشت اگر یکی از والدین یا خواهران و برادران آنها مبتلا به آن باشد. تحقیقات همچنین عنوان می‎کنند که ممکن است پیوندی ژنتیکی میان افزایش ریسک اختلال سلوک و ADHD وجود داشته باشد.
در عین حال ریسک ابتلا به اختلال سلوک برای کودک بالاتر خواهد بود اگر یکی از والدین یا مراقبان بچه دچار افسردگی، اسکیزوفرنی، اختلال شخصیت یا اعتیاد به الکل باشد.
کودکانی که مورد آزار جنسی قرار می‎گیرند، دچار مشکل متارکۀ والدین می‎شوند، یا مورد بی‎توجهی قرار می‎گیرند نیز ممکن است در معرض ریسک بالاتری برای ابتلا به اختلال سلوک قرار داشته باشند.
زندگی در مناطق کم‎درآمد یا محروم نیز خطر ابتلا به اختلال سلوک را در کودک افزایش می‎دهد. برخی محققان چنین تئوریزه کرده‎اند که این به علت اثرات ناپایداری وضعیت اقتصادی، اجتماعی و عاطفی است.
محققان می‎گویند که والدین یا سرپرستان محروم ممکن است فاقد امکانات و توانایی‎های مورد نیاز برای مداخله در رفتارهای مسأله‌ساز یا نشانه‌های زودهنگام اختلال سلوک باشند. آنها ایجاد برنامه‎های پرورش والدین را به عنوان یک معیار پیشگیرانه توصیه می‎کنند.
تحقیقات عنوان می‏کنند که کودکان یا نوجوانان دچار ADHD و همچنین اختلال سلوک ممکن است دچار اختلالات نورولوژیکی باشند که باعث می‎شود بیان درونیات خود در قالب کلمات یا پرورش توان کنترل بر خود برایشان دشوار شود.

تشخیص
صرفاً یک متخصص سلامت روانی دارای خبرگی در مورد سلامت روانی کودکان می‎تواند اختلال سلوک را تشخیص دهد.
مراحل دخیل در تشخیص شامل موارد زیر است:
• گرفتن شرح حال کامل اجتماعی و پزشکی بچه و خانواده وی
• مصاحبه با بچه و مشاهدۀ وی از نزدیک
• مصاحبه با خانواده
• انجام تست‎های استاندارد مرتبط
• بررسی زمینه‎های اقتصادی اجتماعی رفتار کودک
به یاد داشتن این موضوع مهم است که تقریباً تمامی کودکان در مقطعی از زندگی مایلند رفتارهایی مخرب و حتی خطرناک از خود بروز دهند.
وقتی کودکی به درک اثرات رفتار خود در محیط مدرسه و خانواده می‎رسد، وی دوره‎هایی از رفتارهای تخریبی را تجربه می‎کند. این دوره‎های موقتی در سیر توسعۀ شخصیت فرد نرمال محسوب می‎شوند.
به هر جهت، علایم یک اختلال روانی مثل اختلال سلوک، پایدار، مداوم، گهگاهی و مکرر هستند.

اختلال سلوک در بزرگسالان
اگر اختلال سلوک به دوران بزرگسالی فرد نیز تداوم پیدا کند، می‎تواند به شکل فزاینده‎ای مسأله‎ساز باشد.
افراد دچار اختلال سلوک ممکن است در حفظ شغل یا ارتباط‌های شخصی خود دچار مشکل شوند و نیز احتمال دارد که ضعف آنها در برابر رفتارهای غیر قانونی یا خطرناک تشدید شود.
علایم اختلال سلوک در بزرگسالان ممکن است به عنوان اختلال شخصیت ضد اجتماعی بزرگسالان تشخیص داده شود.

دورنما
بر مبنای اعلام "اختلال روانی آمریکا"، بسیاری از جوانان دچار اختلال سلوک به رشد لازم برای لذت بردن از زندگی کاری و اجتماعی سازنده دست پیدا می‎کنند. هر قدر درمان در این افراد زودتر شروع شود، دورنمای بهتری در انتظار آنان خواهد بود.
تحقیقات عنوان می‎کنند که وقتی مردم به جای دورۀ نوجوانی در زمان خردسالی دچار اختلال سلوک می‎شوند احتمال دست زدن به رفتارهای بزهکارانه در دوران بزرگسالی در آنان افزایش می‎یابد. موضوع البته همیشه چنین نیست اما این هشداری برای والدین و مراقبان بچه‎ها است تا هشیار باشند و در صورت لزوم با پزشک مشورت کنند.
بر مبنای اعلام "کودکان و بزرگسالان دچار اختلال کمبود تمرکز / بیش‎فعالی" (CHADD)، کودکان دارای تشخیص ابتلا به ADHD و اختلال سلوک "دو بار بیشتر در معرض ابتلا به مشکل دشواری خواندن و نیز در معرض خطر بالاتری برای دچار شدن به مشکلات اجتماعی و عاطفی" قرار دارند.
چشم‌انداز درازمدت وقتی بهبود پیدا می‎کند که والدین یا سرپرستان بچه در برنامه‌های پرورش رفتاری بر مبنای پرورش والدین مشارکت داشته باشند.
بر مبنای یک مطالعه، 63 درصد کودکانی که والدین آنها در چنین برنامه‏هایی مشارکت داشته‌اند بهبودی کوچک در رفتار خود نشان داده‎اند، و این بهبود در مورد 54 درصد قابل توجه بوده است و نیز 39 درصد این کودکان در نهایت به بهبود بسیار چشمگیر رسیده‎اند./

Source:
Conduct disorder: What you need to know
Last reviewed Fri 22 December 2017
By Danielle Dresden
Reviewed by Timothy J. Legg, PhD, CRNP

مطالب پیشنهادی ما برای مطالعه

کدئین برای کودکان بسیار خطرناک است

آکادمی کودکان آمریکا اصرار دارد که والدین و مراقبان بهداشتی، دادن کُدئین به کودکان را متوقف کنند، و به آموزش‌های بیشتر در مورد ریسک‌ها و محدودیت‌های استفاده از کدیین در بیماران زیر 18 سال فراخوان می‌د

گیرندة حشیش در مغز مشخص شد

THC جزء روان‌گردان اصلی حشیش (ماری جوانا) است که مسؤول اثرات دگرگون کنندة ذهن این مادة مخدر محسوب می‌شود، اما ساز و کار دقیق انجام این کار توسط آن تاکنون ناشناخته بوده است. حال، محققان قطعات پراکندة م