دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

فهرست صفحات

یک باور غلط عمومی این است که اسکیزوفرنی به معنی "تعدد شخصیتی" است. این واقعیت ندارد و توصیف کنندۀ این اختلال نیست

کسی که دچار اختلال طیف اسکیزوفرنی (شیزوفرنی) باشد ممکن است به برخی توهمات دچار شود که عموماً زیر عنوان پارانویا شناخته می‎شوند. این توهمات ممکن است به این ترس و هراس دامن بزنند که گویا دیگران علیه فرد به توطئه‌چینی یا دسیسه مشغولند. هر کسی ممکن است در مقاطعی از زندگی خود دچار افکار پارانوئیدی شود. در یک روز سخت آدم ممکن است پیش خودش تکرار کند، "اوه پسر، همۀ دنیا زده‎اند بیرون تا حال مرا بگیرند!" اما ما می‏‌دانیم که موضوع چنین نیست. مردم دچار پارانویا اغلب دچار شبکۀ گسترده‎ای از افکار و ایده‌های پارانوئیدی هستند.

وقتی کودکان خردسال دچار اختلال سلوک می‎شوند در اغلب اوقات نخستین علایم شامل گاز گرفتن و ضربه زدن به دیگران است.

اختلال سلوک (یا اختلال مدارا) یک اختلال در سلامت روانی است که به کودکان و نوجوانان آسیب می‎زند. این اختلال توسط الگوهای رفتاری مشخص می‎شود که در آنها کودک هنجارها و قواعد اجتماعی متناسب با سن خود را زیر پا گذاشته و نقض می‎کند. در کنار اختلال نافرمانی ستیزه‎جویانه (ODD)، اختلال سلوک اختلال رفتاری تخریب‌گرانه نیز تلقی می‎شود و یکی از شایع‎ترین اشکال اختلالات سلامت روانی تشخیص داده شده در میان افراد جوان است. افراد جوان دچار این اختلال ممکن است نسبت به‌دیگران خشن و بی‎رحم باشند که این دیگران شامل حیوانات خانگی و دیگر جانوران نیز می‎شود. آنان ممکن است تخریبگر بود و به اشیاء و چیزها صدمه وارد کنند و آنها را بشکنند.

ADHD به طور معمول پیش از رسیدن فرد به سن 7 سالگی بروز می‎کند. برای حدود 75 درصد مبتلایان به ADHD علایم تا دوران بزرگسالی ادامه می‎یابد

کارشناسان سلامت می‎گویند که اختلال بیش‎فعالی کمبود تمرکز (ADHD) شایع‎ترین اختلال رفتاری است که در طول دوران کودکی آغاز می‎شود. به هر جهت این اختلال فقط به کودکان آسیب نمی‌زند بلکه می‎تواند مبتلابه تمامی مردم در تمامی سنین باشد. روان‌پزشکان می‎گویند ADHD یک اختلال عصبی رفتاری رشد است. فرد دچار ADHD تمرکز بر روی چیزی را بدون انحراف و پرتی حواس مشکل می‎یابد. وی احتمال دارد که برای کنترل بر کاری که انجام می‎دهد یا چیزی که می‎گوید دچار دشواری بیشتری باشد و در مقایسه با افراد فاقد این اختلال ممکن است کمتر قادر باشد که بر میزان فعالیت جسمانی برای یک موقعیت مشخص کنترل داشته باشد. به عبارت دیگر، فرد دچار دیگر ADHD بیشتر حالت تکانشی دارد و بی‎قرار به نظر می‎رسد. 

یکی از بزرگ‎ترین مشکلات مربوط به درمان توهمات این است که بسیاری از مردم از پذیرش ابتلاء خود به آنها امتناع می‎کنند.

توهمات بساوایی (= توهمات لامسه‌ای) در برگیرندۀ حس خطا یا غیر نرمال لمس یا درک حرکت روی پوست یا درون بدن است. توهمات بساوایی گرایشی به ارتباط با اختلالات روانی یا استفاده از داروهای مخدر یا برخی داروها دارد. به طور معمول این اختلال سبب ایجاد احساسات نامطبوع، ناراحت کننده و مخل می‎شود. برخی از مردم ممکن است احساس کنند که حشرات در حال خزیدن روی بدن آنها هستند یا چیزی درون بدن آنها هست که سعی دارد تا از آنجا خارج شود. برخی افراد ممکن است دچار این احساس شوند که دستگاه‎های بدن آنها در حال جابجا شدن است یا آنکه چیزی درون معده یا جمجمۀ آنها در حال چرخیدن است.

فرد دچار اختلال شخصیت هیستریونیک نیاز به دیده شدن توسط دیگران و هراس از نادیده گرفته شدن دارد. قرار گرفتن در مرکز توجه همگان به هدف اصلی در زندگی فرد تبدیل می‎شود.

اختلال شخصیت طیفی از روندها و رفتارهای شخصیتی است که افرادی را توصیف می‎کند که در تماس و ارتباط با دیگران با چالش‎هایی روبرو هستند. دورنما برای بیماران دچار اختلال شخصیت ممکن است سخت و صُلب و انعطاف‌ناپذیر باشد. آنها ممکن است بیش از سایر مردم پاسخ دادن به تغییرات و نیازهای زندگی را دشوار بیابند. دیگران ممکن است آنها را در مورد روش ارزیابی موقعیت‎ها و ارتباط با افراد دور و بر دچار اختلال عملکردی ارزیابی کنند. مردم دچار اختلال شخصیت ممکن است بر این باور باشند که رفتارها و انتظارات آنها از موقعیت‎ها، نرمال است.

مردم دارای خصوصیات خاص شخصیتی مثل نارسیسیزم (خودشیفتگی) یا شخصیت رقابت‎جو، بیشتر در معرض خشمگین شدن قرار دارد

خشم احساسی شدید و نیرومند است که طیفی از آزردگی خفیف تا تغیر شدید را شامل می‎شود. در اغلب موارد خشم حسی نرمال و سالم محسوب می‎شود. به هر جهت، اگر فرد به میزانی خشمگین گردد که کنترل خود را از دست بدهد این می‎تواند کنشی مخرب بوده و سبب بروز مشکلاتی در زندگی، روابط و کار وی گردد. محرک‌های خشم متفاوتند و می‎توانند از وقایعی مثل گیر افتادن در ترافیک یا آزردگی از یک دوست گرفته تا احساس ناعادلانه بودن یک رفتار را شامل باشند. به هر جهت، همه کس در مورد یک موضوع واحد به روشی یکسان دچار خشم نمی‎شود. بسیاری از مشخصه‌ها و عوامل وارد فعل و انفعال می‎شوند تا احتمال بروز خشم را در فرد ایجاد کنند.

اگرچه اثرات بی‌‏اعتنایی عاطفی و افت هیجانی گاهی از اوقات دارای مشابهت‎های درونی هستند، این دو وضعیت‎های متفاوتی محسوب می‎گردند

همۀ افراد به‎محرک‎های عاطفی پاسخ‎های یکسانی نمی‎دهند، اما در مورد برخی افراد ممکن است اصلاً پاسخی در کار نباشد. این فقدان واکنش در برابر محرک‎های عاطفی و احساسی بی‌‏اعتنایی عاطفی (بی‎تفاوتی عاطفی) نام گرفته است و می‎تواند علامت یک اختلال روان‌پزشکی یا یک عارضۀ جانبی برخی بیماری‎ها باشد. اما نکته اینجاست که افراد دچار بی‎اعتنایی عاطفی فاقد عاطفه نیستند بلکه بیشتر گمان بر این است که عواطف آنها جلوه‎های بیانی پیدا نمی‎کند. این غیاب بروز عاطفه به صورت شنیداری یا گفتاری می‎تواند ناشی از بیماری‏هایی مثل اسکیزوفرنی، اُتیسم، افسردگی، و صدمات تروماتیک مغز باشد.

مقالات دیگر...