دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

فهرست صفحات

درد مزمن شکمی لگنی بسیار شایع است. این درد هم می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از یک بیماری شناخته شده مانند آندومتریوز رخ دهد و هم در شرایطی که درد، خود بیماری است و مکانیسم‌های درد منشاء علائم مرتبط هستند. این درد با پیامدهای شناختی، رفتاری، اجتماعی، جنسی و عملکردی منفی همراه است

مقالات درد
تغییر اندازه و نوع قلم متن

• ویلیام رئا، ناتاشا کوران
• ترجمه دکتر رویا وکیلی

نکات کلیدی
درد مزمن شکمی لگنی شایع و ناتوان کننده است. مکانیسم درد مانند حساسیت مرکزی مسؤول درد و عواقب مرتبط با آن است. سندرم درد شکمی لگنی با عواقب شناختی، رفتاری، عاطفی، کاربردی و جنسی منفی همراه است. درد عصبی پاندندال به تنهایی در کلینیک درد نسبتاً نادر است. مدیریت به ارزیابی کامل و توانایی مقابله با تمام عواقب مرتبط بستگی دارد. یک رویکرد چندمنظوره در مدیریت ضروری است.

درد مزمن شکمی لگنی یک مشکل ناتوان کننده است که چالش‌هایی را برای بیماران و پزشکان به ‌طور یکسان به‌ وجود می‌آورد. علائم درد شکمی لگنی از علائم شایع مراجعه برای دریافت مراقبت‌های اولیه است و در تخصص‌های پزشکی متعددی از قبیل زنان، گوارش و اُرولوژی دیده می‌شود. چنین دردی می‌تواند علامتی هشداردهنده از آسیبی جدی باشد، اما درد شکمی لگنی مزمن باید به عنوان بیماری به رسمیت شناخته شود. به این دلیل که می‌تواند به صورت یک شرایط مزمن بدون پاتولوژی قابل تشخیص وجود داشته باشد.
از قدیم، مدیریت درد لگن بر روی مکانیسم‌های زیست پزشکی مانند عفونت، التهاب یا شرایط بدخیم متمرکز شده است. اگرچه امروزه دریافته‌اند که بسیاری از مکانیسم‌ها به مدولاسیون پردازش درد در سیستم عصبی مربوط می‌شوند یک محرک عصبی مانند التهاب ممکن است باعث آغاز درد لگنی شود، شرایط یا سندرم می‎تواند در نتیجۀ این مکانیسم‌ها مزمن و ماندگار شوند.
سندرم درد مزمن با انواع پدیده‌های شناختی، رفتاری، اجتماعی، جنسی و عملکردی همراه است. این مسائل، اساس تشخیص را شکل می‌دهند و باید توسط مراقبت‌های چندمنظوره مورد رسیدگی قرار گیرند.
اختلالات عملکردی، که هدف این مقاله است، اختلالاتی هستند که با بهم ریختگی عملکرد شناخته می‌شوند (مانند تسریع/تناوب ادرار در سندرم درد مثانه). این اصطلاح در مورد یک اختلال عملکردی روانی استفاده نمی‌شود. اختلالات روانی مرتبط باید به عنوان نتیجۀ یک بیماری لحاظ شوند و نه علت، و یک دگرگونی یا تغییر جهت مفهومی مرتبط باید در ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی که با این بیماران سروکار دارند پدید آید تا این مسأله را تصدیق کنند.
محققان اذعان می‌کنند که آسیب‌شناسی ارگان مانند آندومتریوز می‌تواند درد مداوم تولید کند اما مدیریت بیماری‌های خاص فراتر از محدودۀ این مقاله است. این مقاله بر روی سندرم‌های درد که در آنها هیچ علت قابل شناسایی یافت نمی‌شود متمرکز شده است.

در این زمینه بیشتر بخوانیم:

علل شایع درد ناحیه لگن در مردان

درد شکمی - لگنی، سندرم درد شکمی - لگنی، عصب پاندیال، مدیریت درد، داردرمانی، روان‎درمانی، درمان حمایتی، آموزش بیمار، زیست‌پزشکی، شرایط بدخیم، عفونت، التهاب

طبقه‌بندی
به گزارش انجمن بین‌المللی مطالعۀ درد (IASP)، «درد یک تجربۀ حسی و عاطفی ناخوشایند همراه با آسیب بافتی واقعی یا بالقوه است» درد مزمن لگن، یک درد مزمن یا مدام است که در ساختارهای مربوط به لگن حس می‌شود، این درد که هم در مردان و هم زنان دیده می‌شود اغلب با پیامدهای شناختی، رفتاری، جنسی و عاطفی منفی مرتبط است و همچنین با اختلال عملکرد دستگاه ادراری، روده، مشکلات جنسی، کف لگن یا اختلال مرتبط با بیمارهای زنان مرتبط است.
دستورعمل‌های درد مزمن لگن توسط انجمن اروپایی ارولوژی (EAU) هم‌راستا با طبقه‌بندی درد توسط IASP هستند. این طبقه‌بندی از یک سیستم محوری که درد مزمن لگن را به زیر شاخه‌های «درد مرتبط با یک بیماری خاص» و «سندرم درد» که هیچ علت خاصی برای آن یافت نمی‌شود طبقه‌بندی می‌کند. فنوتیپ را سپس می‌توان به هشت محور تقسیم‌بندی کرد. درد بالینی (محور V) در طبقه‌بندی آورده شده و باید به عنوان بخش مهمی از درد لگنی مزمن لحاظ شود، به ‌ویژه اگر با عواقب شناختی، رفتاری، جنسی، عاطفی منفی همراه باشد.
درد مزمن لگن می‌تواند به یک عضو محدود شود یا ممکن است چند اندام را درگیر کند. همچنین می‌تواند با اختلالات سیستمیک مانند سندرم خوش‌خیم تحرک مفصل همراه باشد. جایی که علائم به یک اندام واحد محدود شوند از یک واژه برای آن استفاده می‌کنیم مثلاً سندرم درد مثانه. هنگامی که بیش از یک اندام درگیر است، از عبارت سندرم درد لگنی مزمن (CPPS) باید استفاده شود. مهم است که از اصطلاحات بی‌فایده‌ای از قبیل واژگانی که به پسوند itis- ختم می‌شوند (Vestibulitis, interstitial cystitis) که ممکن است بر آسیب‌شناسی التهابی یا عفونی غیر موجود دلالت کنند، امتناع کنیم چرا که می‌توانند مدیریت صحیح درد را دستخوش اشتباه نمایند.
برای سندرم‌های درد شکمی لگنی، ضروری ا‌ست که مکانیسم‌های درد را مورد ملاحظه قرار دهیم؛ هر اختلال مرتبط احشایی یا عضلانی مرتبط و پیامدهای شناختی، رفتاری، جنسی و عاطفی. همۀ این ویژگی‌ها به فنوتیپ کمک می‌کنند. نام‌های متصل به این شرایط می‌توانند عواقب پیش‌بینی نشده‌ای داشته باشند بنابراین هر نام و عنوانی که به آنها داده شود باید به‌طور دقیق و شفاف تعریف شود.

همه‌گیری شناسی
درد مزمن شکمی لگنی نسبتاً شایع است و حدود 14.7 درصد زنان در سن باروری درد لگنی مزمن را تجربه می‌کنند. یک پایگاه بزرگ داده در مورد مراقبت‌های اولیه در انگلستان اعلام کرده است که شیوع سالانۀ CCP در زنان 1000/38 است، یعنی مشابه شیوع سالانۀ آسم یا درد پایین کمر. سندرم درد پروستات بدون هیچ‌گونه دلیل مشخص آسیب‌شناسی شایع‌ترین سندرم درد دستگاه ادراری در مردان است.
ارزیابی دقیق نشان می‌دهد که بیماران مبتلا به درد شکمی لگنی در یک اندام اغلب از دیگر دردها نیز رنج می‌برند. مطالعۀ پایگاه داده‌های آماس مثانه نشان می‌دهد که بیش از 90% بیماران دچار دردهای دیگری هم بوده‌اند که عمدتاً درد پایین شکم، مجرای خروجی مثانه، کمر و واژن است. به‌طور فزاینده‌ای مشخص شده است که بیماران مبتلا به درد شکمی لگنی از دردهای دیگری مانند فیبرومیالژیا نیز در عذاب هستند که نشان می‌دهد تغییر نوسان درد زیربنای این سندرم‌ها است و نه پاتولوژی آن اندام.

مکانیسم‌ها
مکانیسم‌های درد مزمن شکمی لگنی می‌توانند شامل مکانیسم‌های درد حاد موجود (مانند التهاب)، مکانیسم‌های درد مزمن (حساسیت) و یا مکانیسم‌های شناختی، عاطفی، و رفتاری نیز بشوند. مجموعه‌ای از وقایع متوالی، آسیب به یک عضو را پدید می‌آورند که عصب‌ آوران درد را تحریک می‌کند و در نتیجه حساسیت به وجود آمده و در نهایت درد مداوم همراه درد عضلانی و اختلال خودبه‌خودی پدید می‌آید. آوران‌های اولیه در شاخ خلفی نخاع با نورون‌های ثانویه که سیگنال‌ها را به مغز می‌فرستند با هم تماس پیدا می‌کنند. در اینجا، ممکن است سیگنال‌ها توسط مراکز بالاتر که مرتبط با خلق‌و‌خو، توجه، عملکرد شناختی و حافظه هستند تعدیل شوند. هم در نخاع و هم در سطوح بالاتر، تعدیل مهاری سیگنال درد وجود دارد که توسط انتقال‌دهنده‌های اپیودرژیک و نورآدرنرژیک انجام می‌شود و به این ترتیب امکان ادامۀ عملکرد طبیعی فراهم می‌آید. در شرایط درد مداوم، عدم تعادلی بین مسیرهای مهاری و تحریکی به وجود می‌آید که باعث می‌شود درد غالب شود و این وضعیت به بهای نقص یا اختلال در عملکرد به وجود می‌آید.
حساس شدن نیز ممکن است رخ دهد. محرک معمولاً مضر شناخته می‌شود که توسط فیبرها حمل شده و می‌تواند بزرگ شود (پردردی یا حساس شدن محیطی به درد hyperalgesia) و محرک غیر مضر توسط فیبرهای Aᵝ منتقل می‌شود و به عنوان درد حس می‌شود (آلوداینیا). آوران‌های احشایی تنها فیبرهای Aδ و C هستند و در نتیجه حساس شدن در پردردی احشایی رخ می‌دهد. درد احشایی به شدت با فعال شدن رفلکس اتونوم (خود به‌خودی) مرتبط است تا درد جسمی. ویژگی‌های خود به‌خودی اغلب در سندرم درد شکمی لگنی بروز پیدا می‌کنند.
افزایش حساسیت به درد می‌تواند محیطی یا مرکزی باشد. حساسیت محیطی به معنای فرآیندپذیری عملکردی در گیرنده‌های درد است که به موجب آن آستانۀ فعال شدن کاهش یافته و پاسخ‌دهی افزایش می‌یابد. در امعاء و احشاء، اعصاب ‌آوران به اصطلاح ساکت که به‌ طور معمول فعال نیستند، پاسخگو می‌شوند و به این ترتیب آوران‌های سیگنال دهنده را تقویت می‌کنند. در امعاء و احشا، محرک که معمولاً زیر آستانه است (مانند انبساط کم‌حجم مثانه) ممکن است منجر به احساس درد یا ناراحتی شود.
هنگامی که این تغییرات ادامه‌دار می‌شوند، چند فرآیند ممکن است منجر به تغییر عملکردی یا حتی ساختاری در سیستم عصبی شود. این تغییرات عبارت‌اند از: تغییر در پروتئین‌ها/گیرنده‌های موجود؛ تغییرات اولیه مرتبط با تحریک مداوم از جمله ورم، که در آن تقویت سیگنال‌های آوران توسط گیرنده‌های N متیل D آسپارتات به عنوان واسطه صورت می‌گیرد. در نهایت، تغییر در رونویسی پروتئین با تغییر حالت گیرنده‌ها و حتی تغییراتی در اتصال‌های عصبی نیز ممکن است رخ دهد. باور بر این است که این تغییرات در نیرومندسازی نقش ایفا می‌کنند، چرا که درک درد در حافظه ثبت می‌شود.
علاوه بر این، شواهد روزافزونی در دست است که نشان می‌دهد ادراک درد تحت تأثیر هورمون‌های جنسی مردانه و زنانه است. در واقع احساس درد در زنان ممکن است در مراحل مختلف چرخۀ قاعدگی تغییر کند و اعتقاد بر این است که در درجۀ اول مرتبط با تغییر نسبت به استروژن به تستوسترون است. تنها بر این اساس، نقش بالقوه‌ای برای تأثیر تغییرات هورمونی در درد شکمی لگنی لحاظ می‌شود.
درد مزبور اغلب در درد مزمن لگن مشاهده می‌شود. تصور بر این است که زیربنای این درد، همگرایی کالبدی ا‌ست. آوران‌ها از چند بافت متعدد همگی بر روی یک نورون همگرا می‌شدند. مراکز بالاتر قادر به تمایز آنها نیستند و درد در دو (یا چند) موضع حس می‌شود. افزایش حساسیت بدنی با کولیک صفراوی و ادراری مرتبط است و ارجاع درد احشایی به بدنی در این مورد دیده می‌شود. در سندرم‌های درد شکمی لگنی، الگوهای ارجاع بدنی-احشایی و احشایی-بدنی نیز دیده می‌شوند. سندرم درد فرجی با پردردی احشایی و درد عضلانی مرتبط بوده و از ویژگی‌های مشترک CPPS است. این مکانیسم می‌تواند سیگنال‌های وابران را تحت تأثیر قرار داده و منجر به تناوب زیاد اختلال خود به خود در CPPS شود.
کف لگن از اندام‌های شکمی و مجرای خروجی مثانه، واژن، و مقعد که از آن عبور می‌کنند محافظت می‌کند، عرضۀ عروقی به دستگاه تناسلی خارجی نیز از این طریق انجام می‌شود. انقباض‌های کف لگن برای حفظ آن و تسهیل عبور اسپرم در واژن طی مقاربت ضروری هستند. برای دفع ادرار یا مدفوع و تسهیل دخول در مقاربت در زنان، برقراری آرامش ضروری ا‌ست. در حالی که در مردان، تأثیر آن در جریان خون در آلت تناسلی و کمک به حفظ نغوظ دیده می‌شود. در CPPS، اختلالات انقباض، یا استراحت و یا هر دو برخی از علائم عملکردی را که بیمار متحمل می‌شود توضیح می‌دهد.
فرآیندهای روانی احساسات، شناخت، رفتار و حافظه با مراکز بالاتری که درگیر پردازش درد هستند تعامل می‌کنند و در نتیجه ممکن است بر تجربۀ درد تأثیر بگذارند. متغیرهای روانی مانند فاجعه‌هراسی به عنوان عوامل خطر برای دردهای مداوم شناخته می‌شوند و در مدیریت سندرم درد مداوم، درمان روانی مؤثر است.

سندرم درد عصب محیطی
این سندرم‌های درد شایستۀ توجه جداگانه هستند به این دلیل که اغلب دلیل مراجعه به درمانگاه‌اند. اعصاب مربوط به لگن و به‌ طور خاص دستگاه تناسلی خارجی به ‌طور کلی از ستون فقرات و آوران‌های ریشۀ سارکوم منشاء می‌گیرند. بخش قدامی کیسۀ بیضه و محور آلت تناسلی مرد یا شفتین کبرای فرج با اعصاب جنیتوفمورال، ایلیواینگونیال و ایلیوهیپوگاستریک مرتبط هستند (T10-L2). سر آلت تناسلی مردانه / کلیتوریس و کیسۀ بیضۀ خلفی/شفتین کبرای فرج و پوست پرینه با شاخه‌های عصب پاندنال مرتبط هستند (S2-4).
اعصاب کشالۀ ران قدامی (T10-L3) ممکن است در هر نقطه‌ای در طول مسیر خود به دلیل آسیب‌شناسی ستون فقرات، بیماری نئوپلاستیک، تروما (از جمله بُرش‌های جراحی) و عفونت آسیب دیده باشد.
عصب پاندندال از فیبرهایی با 2 تا 4 ریشه تشکیل شده که در مرز تحتانی ماهیچۀ گلابی شکل ادغام می‌شوند. عصب از طریق بریدگی بزرگ‌تر سیاتیک لگن را ترک می‌کند تا به دور استخوان ورکی یا رباط خاجی - خاری بپیچد، قبل از ورود دوباره به لگن از طریق بریدگی کمتر سیاتیک بین رباط خاجی-خاری و رباط خاجی – نشیمنگاهی، و از آنجا به درون فاسیای ابتوراتور اینترنوس (کانال الکوک) می‌رود. به‌طور معمول به سه شاخه تقسیم می‌شود: عصب آنورکتال تحتانی؛ عصب سطحی پرینه (شاخة جلدی)، و عصب پرینة عمیق (به مثانه، پروستات و میزراه و همچنین سر آلت تناسلی مرد/کلیتوریس). عصب، فیبرهای خودکار را از شبکه عصبی زیرشکمی و اندوختگاه به اسفنکترهای مقعد و پیشابراه می‌برد. در صورت نئوپلازی، تروما و عفونت، عصب ممکن در ماهیچۀ گلابی شکل و رباط‌های خاجی - خاری/ خاجی-نشیمنگاهی (در 42% از موارد)؛ در کانال الکوک (26%) یا در سطوح مختلف (17%) دچار برخورد یا اصابت شوند.
سندرم‌های درد عصب محیطی با حساسیت محیطی و مرکزی مرتبط هستند؛ آنچه در ظاهر ممکن است یک آسیب عصبی ساده به نظر برسد می‌تواند تبدیل به یک سندرم درد منطقه‌ای غیر اختصاصی شود. در واقع، مراجعه به درمانگاه برای عصب محیطی جداگانه بسیار نادر است و درمان آن تنها روی «درد عصب» متمرکز می‌شود و بعید است که مسائل دیگر مد نظر قرار گیرند.

ارزیابی
ارزیابی باید در محیطی آرام با حفظ حریم شخصی و محیط مناسب برای گرفتن شرح حال و معاینه انجام گیرد. وجود پرستار هم برای کمک حین معاینه برای ارائة توضیحات و دادن اطلاعات به بیمار می‌تواند مفید باشد. اغلب بیماران با یکی از بستگان خود مراجعه می‌کنند که البته حضور آنها در مشاوره نیز می‌تواند مفید باشد، هرچند بهتر است گاهی تنها خود بیمار با پزشک صحبت کند و مورد ارزیابی قرار گیرد. در سیستم‌های خدماتی ما، دو اتاق وجود دارد، یکی برای گرفتن شرح حال و پیشینه که عضو خانواده یا همراه بیمار با موافقت بیمار می‌تواند در آنجا حضور داشته باشد و دیگری برای معاینه که شخص دیگری نمی‌تواند بیمار را همراهی کند. گرفتن شرح حال و پیشینه به ‌صورت دقیق از ضروریات است و شامل نه تنها سابقۀ درد بلکه عوامل مرتبط با آن نیز می‌شود. در این سیستم ما دربارۀ مسائل زیر از بیمار سؤال می‌کنیم:

علائم ارولوژی
سوزش ادرار، و اینکه آیا این مسأله پیش از ادرار اتفاق می‌افتد (درد مثانه) یا در طول و بعد از ادرار (درد پیشابراه)؛ تکرر ادرار، جریان و حجم (مثلاً تردید ممکن است نشانگر نقص اسفنکتر در حالت آرامش باشد در حالی‌ که جریان ضعیف می‌تواند نشان دهندۀ اختلال عملکرد کف لگن باشد)؛ و بی‌اختیاری (مرتبط با استرس یا ضرورت).

علائم گوارشی
 

سندرم رودۀ تحریک‌پذیر، تکرر، درد در دفع مدفوع و زمان آن که به بیماری مرتبط شود، و بی‌اختیاری در کنترل مدفوع.

علائم زنان و زایمان 
درد دوره‌ای و قاعدگی دردناک (دیسمنوره)، جراحی قبلی یا تروما، و آندومتریوز و دیگر موارد آسیب‌شناسی مربوط به بیماری‌های زنان.

علائم جنسی 
گرایش جنسی (و اینکه آیا شریک زندگی یا خانوادۀ بیمار از این مسأله آگاهی دارند یا خیر)، رفتارهای جنسی و سابقۀ عفونت مقاربتی، میل و انگیختگی، عملکرد نعوظ در مردان، درد در مقاربت با دخول / یا بدون دخول، و توانایی رسیدن به ارگاسم.
پیشینۀ سوء استفاده جنسی در گذشته یا در دوران کودکی نیز باید از بیمار خواسته شود چرا که با درد لگن مرتبط است (هرچند درجۀ تأثیر آن بر روی علائم بیماری هنوز موضوع مورد بحث است). این مسأله به اختلال سلامت روان نیز، مانند افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه مرتبط است که در آن درمان سندرم درد سخت‌تر است مگر اینکه به درستی هدف قرار گرفته شود. در سیستم ما، اغلب این بیماران برای ارزیابی بیشتر به مراکز خدمات روانی یا خدمات بهداشت روان ارجاع داده می‌شوند.
معاینه معمولاً شامل معاینۀ عصبی و عضلانی ستون فقرات، لگن و باسن می‌شود. پیوستگاه عضلات و تاندون‌ها به منظور بررسی نازکی و حساسیت به درد مورد معاینه قرار می‌گیرد. پوست‌ شکم، کشالۀ ران، دستگاه تناسلی خارجی، و کف لگن برای یافتن شواهدی از اختلال حسی از جمله آلوداینیا مورد بررسی قرار می‌گیرد، با اشاره به اینکه آیا این مسأله مربوط به توزیع حسی اعصاب اصلی در لگن می‌شود یا خیر. معاینۀ واژن و مقعد به‌طور خاص در تشخیص حساسیت به لمس در عضلات لگن و در طول مسیر عصب پاندندال انجام می‌شود. عملکرد کف لگن نیز می‌تواند در این زمان انجام گیرد که توسط درخواست از بیمار برای انجام فشرده‌سازی (انقباض / آرامش اختیاری) و همچنین درخواست از بیمار برای سرفه کردن (انقباض غیر ارادی / رفلکس). لازم به ذکر است که این معاینه می‌تواند درد بیمار را تشدید کند و درد ممکن است برای مدتی پس از آن همچنان باقی بماند؛ به بیمار باید از پیش آگاهی لازم در این زمینه داده شود.

مدیریت
تحقیقات بیشتر می‌تواند شامل ارجاع به متخصص اُرولوژی، زنان، طب جنسی و باروری، و یا در صورت لزوم گوارش شود، البته یک معضل در اینجا وجود دارد و آن اینکه معاینات پزشکی بیشتر، مدیریت درد را سخت‌تر می‌کند و هرچه تحقیقات و یا ارجاع به متخصصان دیگر بیشتر شود، نتایج باید در ذهن جمع‌بندی شوند. پنج جنبۀ مدیریت در اینجا دسته‌بندی شده‌اند.

آموزش به بیمار
مدیریت معمولاً در صورت امکان با توضیح مشکلات بروز یافته و تشخیص آغاز می‌شود. به عنوان پزشک ما مسؤولیت داریم که بیماران را نسبت به درمان به ‌صورت واقع‌بینانه آگاه سازیم و نه خوش‌بینانه و این مسأله شامل کاهش استرس و نگرانی نیز می‌شود.
توضیح بیشتر دربارۀ مکانیسم‌های درد به توضیح دادن علائمی مانند درد، درد عضلانی، واکنش‌های خودبه‌خودی (مانند التهاب نوروژنیک)، و اختلال عملکردی کمک می‌کنند. و همچنین برای معرفی استراتژی‌های مدیریت، از جمله دارودرمانی، عمل، فیزیوتراپی و دیگر رویکردهای روانی.

دارودرمانی
انواع مختلفی از داروها از دیرباز برای مدیریت درد لگن مورد استفاده قرار گرفته‌اند. شواهد برای بسیاری از آنها در دست نیست و ما به بحث دربارۀ عوامل و داروهایی که خود می‌شناسیم بسنده می‌کنیم. مدارک و شواهدی برای درمان‌های خاص در راهنمای EAU یافت می‌شود.
(http://www.uroweb.org/gls pdf/25- chonic-pelvic-pain-LR.pdf).
داروهای موضعی می‌توانند مؤثر باشند. ژل لیدوکائین می‌تواند در مقاربت دردناک سطحی مفید باشد، گچ لیدوکائین 5% هم در صورت وجود آلوداینیای پوستی (مانند درد پس از فتق) می‌تواند مفید باشد. کرم استروژن می‌تواند در سندرم درد مجرا و در صورتی که درد فرج مرتبط با خشکی واژن باشد مؤثر واقع شود.
مسکن‌های ساده می‌توانند مؤثر باشند. مواد مخدر نیز گاه مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما تجویزکنندگان باید از راهکارهای انجمن درد بریتانیا آگاهی داشته باشند.
(www.britishpainsociety.org/book-opioid-main.pdf)
در جایی که شواهد درد نوروپاتی به چشم می‌خورد، داروهای ذکر شده در راهنمای بالینی NICE 173 – درد نوروپاتی مناسب هستند.
(http://www.nice.org.uk/guidance/cg173/chapter/introduction)
داروهایی چون آمی‌تریپتیلین و دولوکستین می‌توانند به ‌ویژه در مورد کنترل تکرر ادرار و اضطرار سودمند واقع شوند. باید بدانیم که از عوارض جانبی تمام این داروها، یبوست است که می‌تواند منجر به بدتر شدن درد لگن شود.
در صورت وجود درد قاعدگی قابل توجه به بیمار توصیه می‌شود که از ضدبارداری‌های هورمونی یا دیگر داروهای هورمونی چرخۀ قاعدگی استفاده کنند. این داروها می‌توانند توسط مراقبت‌های اولیه، خدمات تنظیم خانوادۀ محلی، و یا خدمات زنان تجویز شوند.

مداخلات روندی
این کار می‌تواند برای مقاصد تشخیصی یا برای کاهش شدت درد از طریق تغییر عملکرد عضله یا عصب انجام گیرد. تمرکز زیادی بر روی روش‌های تهاجمی از زمان‌های گذشته بوده است که تا حدودی می‌تواند به دلیل ماهیت مقاوم درد لگن باشد. لازم به ذکر است که تأکید بر روی کاهش شدت درد است و نه درمان. احتمال راهکار مدیریت مداخله‌ای برای تقویت مدل زیست‌پزشکی نیز وجود دارد و در حین انجام چنین مداخلاتی باید این مسأله را به ذهن بسپاریم.
ساختار آناتومی لگن توسط سیستم سمپاتیک عصبی (T6-L2)، سیستم عصبی پاراسمپاتیک (S2-4)، و سیستم عصبی سوماتیک (T6-S5) عصب‌دهی می‌شود. مسدود کردن جسمی و خودکار گزارش شده‌اند، اما دربارۀ سودمندی و مزیت آنها، به ویژه با توجه به طول زمان، مسدود کردن خودکار سؤالاتی مطرح است.
در مؤسسۀ ما، مسدودسازی عصب ارائه می‌شود و معمولاً از طریق تزریق نقطه‌ای (ماهیچة گلابی شکل، ابتوراتور اینترنوس) صورت می‌گیرد. بلاک عصب شامل مسدود کردن عصب ایلیواینگونیال و پاندندال می‌شود. در صورت دخیل بودن آسیب‌شناسی سگمنتال ستون فقرات، گاهی اوقات تزریق به صورت نخاعی ارائه می‌گردد. تزریق در عصب معمولاً به صورت تصویری با اولتراسوند یا فلوروسکوپی هدایت می‌شود و از یک محرک عصبی برای شناسایی عصب هدف کمک گرفته می‌شود. برای عصب پاندندال، می‌توان از تزریق با هدایت CT به عنوان رویکرد مرحلۀ 2 استفاده کرد و عصب پاندندال را در لگن چنانچه در امتداد مرز داخلی اینترنوس در کانال الکوک حرکت می‌کند مسدود کرد. علاوه بر این، رفع فشار عصب از طریق عمل جراحی نیز در برخی از مراکز درمانی انجام می‌شود. با اینکه هیچ مدرک مستندی از عواقب طولانی مدت آن در دست نیست، تجربۀ ما نشان می‌دهد که گروهی از بیماران از این درمان منفعت برده‌اند.
تعدیل عصبی نیز در برخی موارد می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد؛ تحریک عصب ساکرال هم می‌تواند برای کنترل علائم روده و مثانه مفید باشد. تحریک طناب نخاعی که از قدیم انجام می‌شده نیز می‌تواند مؤثر باشد، برای اطلاعات بیشتر می‌توانید از این صفحه دیدن فرمایید:
http://ceaccp.oxfordjournals.org/content/9/3/78.full.pdf

فیزیوتراپی
فیزیوتراپی در مواردی که پردردی یا نقص عملکرد عضلانی، از جمله اختلال عملکرد کف لگن وجود دارد تجویز می‌شود. فیزیوتراپی یکی از اعمال اصلی برنامۀ مدیریت درد است. فیزیوتراپی یکی از اعمال اصلی برنامۀ مدیریت درد است. این استراتژی‌ها شامل قدم زدن و ورزش و تمرین تدریجی با هدف بهبود استقامت می‌شوند معمولاً تمرکز روی کشش عضلات و آرامش است نه حرکات قدرتی چرا که پردردی با فشار عضلانی که به صورت غیرطبیعی بالا باشد و فعالیت بیش از حد مرتبط است.

مداخلة روان‌شناختی
این امر مستلزم ارائة یک مدل زیست – روانی - اجتماعی از بیماری است که مشخص می‌کند فکر کردن به درد بر تجربۀ فرد از درد تأثیر می‌گذارد. مکانیسم‌های درد را می‌توان در این چارچوب توضیح داد. شناخت بیمار از درد باعث ایجاد رفتارهایی از قبیل اجتناب از ترس می‌شود؛ به عنوان مثال اگر یک فعالیت مثلاً یک تمرین ورزشی با درد همراه است و بیمار معتقد است که این درد نشان دهندۀ "آسیب" بافت است، رفتار طبیعی، اجتناب از آن ورزش است.
در نتیجه، بسیاری از رویکردها از راهکارهای شناختی - رفتاری به عنوان شیوۀ اصلی مدیریت بهره می‌برند که می‌تواند به صورت گروهی یا فردی باشد. برخی از بیماران ممکن است به‌طور خاص به مشاورۀ سوگواری، مشاورۀ روانی و اختلال استرس پس از سانحه نیازمند باشند.

خلاصه
درد مزمن شکمی لگنی بسیار شایع است. این درد هم می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از یک بیماری شناخته شده مانند آندومتریوز رخ دهد و هم در شرایطی که درد، خود بیماری است و مکانیسم‌های درد منشاء علائم مرتبط هستند. این درد با پیامدهای شناختی، رفتاری، اجتماعی، جنسی و عملکردی منفی همراه است.
درک این مکانیسم‌ها و ترکیب آنها برای ارزیابی و مدیریت بیمار مبتلا به سندرم درد شکمی لگنی مهم است. ما بر این باورایم که مدیریت این سندرم‌های درد از طریق ارائه خدمات چندمنظوره که در آن تمام امکانات مدیریتی در اختیار بیمار قرار بگیرند امکان‌پذیر می‌شود.

Source:
Abdominopelvic pain syndromes
William Rea MRCP FRCA FFPMRCA; Natasha Curran FRCA FFPMRCA
Critical Care & Pain Advance Access published July 12, 2014

مطالب پیشنهادی ما برای مطالعه

گیرندة حشیش در مغز مشخص شد

THC جزء روان‌گردان اصلی حشیش (ماری جوانا) است که مسؤول اثرات دگرگون کنندة ذهن این مادة مخدر محسوب می‌شود، اما ساز و کار دقیق انجام این کار توسط آن تاکنون ناشناخته بوده است. حال، محققان قطعات پراکندة م

دویدن حافظه را بهبود می‌بخشد

شماری از مطالعات عنوان کرده‌اند که ورزش می‌تواند عملکرد شناختی را تقویت کند، اما مکانیسم بنیانی این ارتباط ناشناخته مانده است. اکنون پژوهش تازه‌ای بر این موضوع روشنی می‌افکند که چگونه دویدن می‌تواند ح

نظرات (0)

تاکنون هیچ نظری درباره این مطلب ارائه نشده است.

نظر خود را اضافه کنید.

نظر شما پس از بازبینی منتشر می شود.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید.

 

X

کپی رایت

هرگونه کپی مطالب سایت به هر شکل پیگرد قانونی دارد.