دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

فهرست صفحات

اعتیاد جنسی می‎تواند همان سیستم‎های پاداش و مدارهای مرتبط به اعتیاد به مواد مخدر را در مغز فعال کند

اعتیاد جنسی اختلالی است که در آن فرد قادر نیست رفتار جنسی خود را مدیریت کند. پایداری افکار جنسی به توانایی کار کردن، حفظ روابط و تحقق فعالیت‎های فرد لطمه می‎زند. دیگر اصطلاحات مورد استفاده برای اعتیاد جنسی شامل وابستگی جنسی، بیش‌فعالی جنسی، و رفتار جنسی تکانشی است. این اختلال همچنین در زنان زیر عنوان حشری‎ بودن و در مردان به عنوان ساتیریازیس شناخته می‌شود. اگرچه اعتیاد جنسی دارای برخی ویژگی‎های مشترک با اعتیاد به مواد مخدر است، فرد در این اختلال به یک عمل یا فعالیت اعتیاد دارد و نه به یک ماده. درمان ممکن است کمک کننده باشد اما در صورت عدم درمان، امکان تشدید اختلال وجود دارد. در حدود 12 تا 30 میلیون نفر در ایالات متحد آمریکا دچار اعتیاد جنسی هستند. این اعتیاد هم در مردان و هم در زنان بروز می‎کند.

انسان الکل را بسیار سریع‎تر از غذا جذب می‎کند - و الکل بسیار سریع‎تر از مواد مغذی وارد جریان خون می‎شود. کبد فقط می‎تواند مقدار اندکی از الکل را پردازش کند؛ که این میزان حدود یک پیک استاندارد الکل در هر ساعت است

وقتی کسی نوشیدنی الکلی مـصرف می‎کند، کبد وی ناچار است الکل را که یک مادۀ سمی است از خون وی فیلتر کند. انسان الکل را بسیار سریع‎تر از غذا جذب می‎کند - و الکل بسیار سریع‎تر از مواد مغذی وارد جریان خون می‎شود. به هر جهت کبد فقط می‎تواند مقدار اندکی از الکل را پردازش کند؛ که این میزان حدود یک پیک استاندارد الکل در هر ساعت است. اگر فردی در طول یک ساعت دو پیک مشروب الکلی مصرف کند، مقدار زیادی الکل وارد جریان خون فرد خواهد شد. اگر در طول ساعت بعدی فرد دو پیک یا گیلاس دیگر مصرف کند، دو ساعت پس از آغاز باده‎گساری دو گیلاس الکل در جریان خون وی شناور خواهد بود.

بر مبنای نظر سولومون اعتیاد می‎تواند بر دیگر نیازهای پایه‎ای غلبه یابد

نظریه فرآیند متقابل شاید بتواند توضیح دهد که چرا ترک اعتیاد به مواد مخدر بسیار دشوار است. به هر جهت به مرور زمان مواد مخدر تأثیر خود را از دست می‎دهند و فرد برای دستیابی به احساس لذت و اقناع باید مقدار بیشتری مواد مخدر مصرف کند. یک مثال از نظریه فرآیند متقابل در موقعیت‌های متعارف ترس از چیزها است. نظریۀ فرآیند متقابل می‌گوید، هر قدر فرد بیشتر با موضوع ترس خود مواجه شود، امکان اثربخشی ترس در وی کمتر خواهد شد. این کاهش در میزان ترس ممکن است تا به نقطه‌ای ادامه یابد که در آن دیگر موقعیت مورد اشاره ترسی برای فرد در پی نداشته باشد. اگر محرک (عامل ترس) دیگر ترسناک نباشد، آنگاه احساس ثانوی (تسکین) جایگزین خواهد شد.

در مورد برخی از افراد مصرف مشروب الکلی باعث افت قند خون می‎شود که نتیجۀ آن لرزش، اعوجاج خلقی، خستگی، ضعف عمومی و حتی در برخی موارد بروز تشنج است

خماری صبحگاهی مجموعه‎ای از علایم و نشانه‎های مرتبط به مشروبخواری سنگین و اخیر است. فرد دچار خماری سردرد، احساس ناخوشی، گیجی، خواب‎آلودگی، پریشان‎حالی و تشنگی دارد. خماری می‎تواند در هر مقطعی از روز بروز کند اما معمولاً در اوقات صبح شب بعد از مشروبخواری سنگین بیشتر شایع است. در کنار علایم جسمانی فرد ممکن است دچار اوج‎گیری علایم اضطراب، احساس دریغ، شرم، تأسف و افسردگی شود. شدت خماری صبحگاهی بستگی نزدیکی به مقدار الکل مصرف شده و نیز کافی بودن خواب فرد دارد. هر قدر خواب وی کمتر بوده باشد، علایم خماری شدیدتر خواهد بود.

اگرچه این موضوع در مورد همه کس مصداق ندارد، الکل گرایشی به ماندگاری بیشتر در بدن زنان در مقایسه با مردان نشان می‎دهد

در حدود 20 درصد الکلی که فرد مصرف می‌کند به سرعت و از طریق معده جذب جریان خون می‎شود. بیش از تقریباً 80 درصد باقی مانده توسط رودۀ‎ کوچک جذب می‎شود. هر مقداری از الکل که متابولیزه نشده باشد از راه تعریق، ادرار و بزاق از بدن خارج می‎شود. وقتی الکل به جریان خون وارد می‎شود برای پردازش یا متابولیزه شدن به کبد می‎رود. کبد آنزیم‎هایی تولید می‎کند که مولکول‎های الکل را خرد و ریز می‎کنند. وقتی فردی مشخصاً به سرعت زیاد مشروب الکلی صرف می‎کند، کبد دیگر قادر نخواهد بود به همان سرعت پردازش الکل را ادامه دهد، بنابراین الکل در بدن باقی می‎ماند.
هر قدر میزان غلظت الکل خون (BAC) بالاتر باشد، اثرات ظاهر شده بیشتر خواهد بود.