دسته بندی ها
Search - Contacts
مقالات و اخبار
Search - News Feeds
واژه نامه
تگ ها

فهرست صفحات

بستن در‌ به روی بیماران روانی از میزان خودکشی کم نمی‌کند

اخبار عمومی
تغییر اندازه و نوع قلم متن

ایوت بریزیر
ترجمة هامیک رادیان

بر مبنای مقالة منتشر شده در لنست روان‌پزشکی / The Lancet Psychiatry قفل کردن در اتاق‌ها در بیمارستان‌های روانی میزان خودکشی بیماران فاقد اجازة خروج را کم نمی‌کند.
افراد دچار مشکل اختلالات ذهنی بیش از جمعیت عمومی در خطر خودکشی قرار دارند. برخی از بیمارستان‌های ارائه دهندة خدمات روان‌پزشکی برای کاهش ریسک خودکشی بیماران در اتاق‌ها را قفل می‌کنند در حالی که برخی دیگر درها را باز می‌گذارند.
محققان آلمانی در مطالعه‌ای 15 ساله بر روی 145000 بیمار فرجام بیماران را در شرایط بسته بودن و باز بودن در محل اقامت آنها مقایسه کرده‌اند. نویسندگان مقاله باور دارند که باز گذاشتن درها ممکن است سیاست بهتری باشد، چرا که می‌تواند جو درمانی بهتر و فرجام سلامت مثبت‌تری ایجاد نماید.
مقامات مسؤول در سطح جهان به صورت فزاینده‌ای از سیاست بستن در به روی بیماران برای حفظ ایمنی آنها از آسیب استفاده می‌کنند اما درهای بسته آزادی افراد را نیز محدود می‌کند.
کشورهای اروپایی مایل به پیروی از سیاست‌های سنتی در مراقبت‌ از بیماران روانی هستند، زیرا شواهد اندکی برای ترجیح یک روش بر دیگری وجود دارد.

آیا فرجام بیماران در شرایط بسته بودن درها و باز بودن آنها یکی است
مطالعة حاضر داده‌های 21 بیمارستان آلمان را در فاصلة سال‌های 1998 تا 2012 مورد بررسی قرار داد تا دریابد سیاست بستن یا باز گذاشتن در به روی بیماران چه ارتباطی با میزان خودکشی، اقدام به خودکشی و فرار بیماران دارد.
از مجموع 349574 بیماران محققان 72869 مورد (در مجموع 145738 مورد) از هر نوع بیمارستان را انتخاب کردند.
اغلب بیماران دچار اختلالات مغزی مرتبط به زوال عقل، سوءمصرف مواد مخدر، اسکیزوفرنی و اختلالات آسیب‌زا شامل اختلالات خُلقی نظیر افسردگی، اختلالات مرتبط به استرس و اختلالات شخصیتی بودند.
محققان در مورد شمار خودکشی‌های انجام شده، اقدام به خودکشی، ترک بیمارستان و بازگشت به آنجا و فرار بدون بازگشت بیماران دقیق شدند.
سپس محققان به این عامل پرداختند که آیا بیمارستان از سیاست باز بودن در پیروی می‌کرده یا خیر و اینکه بخش‌ها به روی بیماران بسته بوده‌اند، نیمه بسته یا باز و یا اینکه بخش‌های دی کلینیکی بوده‌اند.
یافته‌ها نشان داد که فارغ از سیاست باز یا بسته بودن درها، میزان خودکشی و اقدام به آن مشابه بوده‌اند. به علاوه در بیمارستان‌های تابع سیاست‌ درهای باز میزان فرار بیماران چه با مراجعت و چه بدون مراجعت، بیشتر نبوده است. بیمارانی که بدون اجازه بیمارستان تابع سیاست درهای باز را ترک کرده‌اند بیش از بیماران فراری از بیمارستان‌های دارای سیاست درهای بسته احتمال داشته که به آنجا برگردند.
در مقایسه با بخش‌های دربسته و بخشاً در بسته، بیماران پذیرش شده در بخش‌های دی کلینیک و دارای درهای باز کمتر احتمال داشت که فرار کنند، چه با و چه بدون بازگشت.
شمار اقدام به خودکشی نیز در بیمارستان‌های تابع سیاست درهای باز در مقایسه با بخش‌های تابع سیاست درهای بسته کمتر بوده، اما میزان خودکشی به فرجام رسیده در هر دو نوع بیمارستان مشابه بوده است.

آیا درهای بسته به شکل غیر ضروری حس ستم ایجاد می‌کنند؟
با توجه به تشابه فرجام‌ها در دو نوع بیمارستان، محققان عنوان می‌کنند که سیاست درهای باز قابل ترجیح است.
"این یافته‌ها نشان می‌دهند که سیاست درهای بسته ایمنی بیماران را در بیمارستان‌های روان‌پزشکی بهبود نمی‌بخشد و عموماً در پیشگیری از فرار بیماران موفق نیست.
در واقع، سیاست درهای بسته احتمالاً جو ستمگرانة بیشتری ایجاد می‌کند، که می‌تواند تأثیر درمان‌ها را در اقامت طولانی مدت در بیمارستان کاهش دهد. این عمل حتی ممکن است انگیزة فرار را در بیماران پدید بیاورد."
از آنجا که هر بیمارستان در محدودة خاصی عمل می‌کند هیچ شانسی برای بیماران با ریسک بالا برای اختصاص یافتن به بیمارستان‌های با بخش‌های بسته نبود. این مسأله ریسک سوگیری را کاهش می‌دهد.
محققان هشدار می‌دهند که استراتژی درهای باز در همه جا قابل اجرا نیست زیرا بخش‌های مراقبت از بیماران ذهنی از لحاظ دیگر نیز متفاوتند، برای مثال چند تخت بیمارستانی در دسترس است، درصد بیماران شدیداً بدحال چقدر است و درمان آنها چقدر به طول می‌انجامد.
آلمان برای هر 1000 نفر حدود 1.1 تخت در بخش‌های روان‌پزشکی دارد در مقایسه با 0.5 تخت در بریتانیا و 0.3 تخت در ایالات متحد آمریکا. در آنجا که تعداد تخت کمتر است بیمارانی که درمان می‌گیرند به احتمال بیشتری شدیداً بیمارند و در معرض ریسک بالاتری قرار دارند.
با وجود این محققان باور دارند که یافته‌ها سؤالات مهمی را مطرح می‌کند، نه فقط در آلمان بلکه در ورای این کشور، و آنها خواستار مطالعات بیشتر برای تأیید کاربردی بودن یافته‌های خود در سرویس خدمات روان‌پزشکی کشورهای دیر هستند.
مطالعه به خودکشی، خودآزاری، یا دگرآزاری در میان افرادی که از بیمارستان فرار کرده و بدان جا بازنگشته بودند، نپرداخته است، زیرا داده‌های مربوط به این گروه از بیماران در دسترس نبود.
نویسندة همکار پروفسور یوندین ئی. لانگ / Undine E Lang می‌گوید: "بیشتر افراد دچار اختلالات روانی در معرض ریسک بالاتری از خودکشی و خودآزاری قرار دارند تا آزار دادن دیگران." مطالعات دیگر عنوان کرده‌اند که "تعداد کمی" از بیماران فراری به آزار خود یا دیگران ادامه می‌دهند.

فقدان نظرگاه نیاز به ارتباط قابل اعتماد؟
در یک تفسیر مرتبط، پروفسور تام برنز / Tom Burns از دپارتمان روان‌پزشکی بیمارستان وارنفورد در دانشگاه آکسفورد انگلستان، می‌نویسد، مراقبت‌های روان‌پزشکی به سمت مراتب بالاتری از اقدام به کنترل سوگیری می‌کنند. او می‌نویسد روش‌های سنتی الزاماً پاسخگوی نیازها و موقعیت‌های بیماران نیستند./

مطالب پیشنهادی ما برای مطالعه

وابستگی به الکل در درازمدت به توانایی‌های شناختی آسیب می‌زند

کمبود اُکسی‌توسین به کمبود همدلی منجر می‌شود

نظرات (0)

تاکنون هیچ نظری درباره این مطلب ارائه نشده است.

نظر خود را اضافه کنید.

نظر شما پس از بازبینی منتشر می‌شود.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید.

 

X

کپی رایت

هرگونه کپی مطالب سایت به هر شکل پیگرد قانونی دارد.